السيد موسى الشبيري الزنجاني
2217
كتاب النكاح ( فارسى )
استعمال اين جمله : « پيرمردى كه در صد سال قبل چنين كرده . . . » صحيح است با اين كه معنايش اين نيست كه در صد سال قبل ، او پيرمرد بوده ، و در ما نحن فيه ، اگر واطى در حال صغر وطى كرده باشد بعد از مرد شدن عنوان « رجل اتى غلاماً » بر او صادق است . 6 ) مناقشهء مرحوم آقاى حكيم به تقريب سوم جامع المقاصد : تقريب كلام ايشان اين است كه : اگر فعلى از افعال را بدون قرينه ، قيد موضوع حكمى قرار بدهيم ، ظاهر عبارت اين است كه بايد بين عنوان موضوع و فعل ، مقارنت زمانى وجود داشته باشد ، مثلًا اگر گفتند « مسافر صلى قصراً كذا » ظاهرش اين است كه زمانى كه عنوان مسافر بودن صدق مىكرده ، نمازش را شكسته خوانده است ، ولى اگر با قرينه بود ، مثلًا فعلى را مقيداً به زمانى ، كه قبل از زمان موضوع است ، قيد موضوع قرار بدهيم ، تقارن زمانى از آن استفاده نمىشود . و در ما نحن فيه « رجل لعب بغلام » چون فعل لعب به طور مطلق ، قيد موضوع قرار گرفته ، شامل كسى كه قبل از رجوليت مرتكب وطى شده ، نمىگردد . با اين بيان ، فرمايش مرحوم آقاى اراكى مخدوش مىشود ، زيرا ايشان در مثالى كه زدهاند ، فعلى را مقيداً به زمان گذشتهء دور ، قيد موضوع قرار دادهاند و عبارت « كه در صد سال قبل چنين كرده است » را قيد « پيرمرد » قرار دادهاند ، صد سال قبل بودن قرينه است كه قبل از زمان شيخوخيت ، اين عمل از او سر زده است ، مثل اين كه ، گفته شود « مسافر صلّى فى وطنه قصراً » بديهى است عنوان « مسافر » و عنوان « صلّى » مقارنت زمانى ندارند ولى اين به دليل وجود قرينهء « فى وطنه » است نه اينكه اطلاق مشتق اين اقتضا را دارا است و مرحوم آقاى حكيم منكر اين نيستند ، مدعاى ايشان اين است كه اخذ عنوان در موضوع بدون قرينه ، ظهور در تقارن موضوع و عنوان دارد . مثلًا اگر گفته شود « اگر مرد زندارى زنا بكند بايد رجم بشود » معنايش اين است كه در همان زمانى كه او زندار است اگر زنا كند رجم مىشود . و چون